تبليغاتX
هری پاتر

هری پاتر

عکس هری پاتری

ویژه سالروز کشته شدن پدر و مادر هری و از بین رفتن اولیه ولدمورت

سلام امروز رفتم دیوانه ساز و این قسمت از کتاب ۷ را که در مورد حمله ی ولدمورت به خانه ی پاتر ها و کشتن لی لی و جیمز بود را دیدم که با چند عکس گذاشته بودند:

در شبی بارانی و پر باد، دو کودک با لباس هایی به شکل کدو حلوایی، سلانه سلانه از میدان عبور می کردند و ویترین فروشگاه ها پر از عنکبوت های کاغذی بود. با دنیایی از تزیینات پر زرق و برق مبتذل مشنگی که در نظر آن ها هیچ اهمیتی نداشتند… و او به نرمی جلو می آمد، با همان احساس رضایت و قدرت و حقانیتی که همواره در چنین مواقعی در خود می دید… نه با خشم… خشم به روح هایی بس ضعیف تر از او تعلق داشت… بلکه با سروری پیروزمندانه، بله… او انتظار این لحظه را کشیده بود… آرزویش را داشت…

- چه لباس قشنگیه، آقا!

وقتی پسرک به قدری نزدیک شد که توانست زیر کلاه شنل را ببیند، لبخند پسرک را دید که بر لبش خشک شد و ترسی را که بر چهره ی نقاشی شده اش سایه انداخت، آن گاه پسرک برگشت و پا به فرار گذاشت… دسته ی چوبدستی اش را در زیر ردایش لمس کرد… یک حرکت ساده کافی بود تا کودک هرگز به مادرش نرسد… اما ضرورتی نداشت، هیچ ضرورتی نداشت…

و حالا در امتداد خیابان جدید تاریک تری پیش می رفت و مقصدش سرانجام در دیدرسش قرار گرفت، افسون رازداری باطل شده بود، هر چند که خودشان هنوز این را نمی دانستند… وقتی به کنار پرچین رسید و آن سویش را نگاه کرد از برگ های خشکی که روی پیاده رو می لغزیدند نیز بی صداتر بود.

پرده هایشان را نکشیده بودند و او آن ها را به وضوح در اتاق نشیمن کوچکشان می دید، مرد بلند قامت مو مشکی عینکی برای سرگرمی کودک مو مشکی کوچکی که لباس خواب آبی به تن داشت ابرهای کوچکی از دودهای رنگارنگ از نوک چوبدستی اش خارج می کرد. کودک خنده کنان می کوشید دودها را بگیرد و در مشت کوچکش نگه دارد…

دری باز شد و مادر وارد اتاق شد و حرف هایی زد که او نمی توانست بشنود، موی سرخ تیره ی بلندش روی صورتش ریخته بود. حالا پدر، کودک را از زمین بلند کرد و به دست مادر داد. مرد چوبدستی اش را روی کاناپه انداخت و کش و قوسی به بدنش داد و خمیازه کشید…

وقتی در حیاط را هل داد و باز کرد صدای غیژ غیژ مختصری بلند شد، اما جیمز پاتر آن را نشنید. دست سفیدش چوبدستی اش را از زیر شنل بیرون کشید و در را نشانه گرفت که با شدت باز شد.

از آستانی در گذشته بود که جیمز با سرعت وارد هال شد. کارشان آسان بود… بسیار آسان… حتی چوبدستی اش را نیز برنداشته بود…

- لی لی، هری رو بردار و برو! خودشه! برو! فرار کن! من معطلش می کنم -

معطل می کنم، با دست خالی و بدون چوبدستی!… پیش از اجرای نفرینش خنده را سر داد…

- آواداکداورا!

نور سبز رنگ، هال تنگ و کوچک را پر کرد، کالسکه ی کودک را به دیوار فشرد و روشن کرد، نرده ها را همچون خطوط صاعقه به درخشش در آورد، و جیمز پاتر همچون عروسکی خیمه شب بازی که بندهایش بریده باشد به زمین سقوط کرد…

صدای جیغ زن را می شنید که در طبقه ی بالا به دام افتاده بود، اما دست کم تا زمانی که عاقلانه رفتار می کرد دلیلی برای ترسیدن نداشت… او از پله ها بالا رفت. با اندک لذتی به صداهایی گوش داد که زن در تلاش برای سنگر گرفتن در اتاق ایجاد می کرد… او نیز چوبدستی یی با خود نداشت… چه قدر ابله بودند، و چه خوش خیال، فکر می کردند امنیتشان در دست دوستانشان است، فکر می کردند سلاح را می شود لحظه ای از خود جدا کرد…

به زور در را باز کرد. صندلی و جعبه هایی را که عجولانه پشت در روی هم چیده شده بودند، با یک حرکت نرم چوبدستی اش به کناری انداخت. و زن آن جا ایستاده بود و کودک در آغوشش بود. با دیدن او، پسرش را در تخت کودکی در پشت سرش گذاشت و دست هایش را از دو طرف باز کرد، انگاه فایده ای داشت، انگاه با پنهان نگه داشتن کودک از دید او، امیدوار بود خودش به جای کودک برگزیده شود…

- هری نه، هری نه، خواهش می کنم، هری نه!
- برو کنار، دختر ابله… برو کنار، زود باش…
- هری نه! خواهش می کنم… منو بکش… منو به جای اون بکش -
- این آخرین اخطارمه -
- هری رو نه! خواهش می کنم… رحم داشته باش… رحم کن… هری نه! هری نه! خواهش می کنم - هری کاری بگی می کنم -
- برو کنار -برو کنار، دختر -

می توانست به زور او را از تخت کودک دور کند. اما عاقلانه تر این بود که کار همه شان را تمام کند…

نور سبز رنگ در اتاق برقی زد و زن نیز مثل شوهرش به زمین افتاد. کودک در تمام این مدت گریه نکرده بود. با گرفتن میله های تختش، توانست از جایش بلند شود، سرش را بالا برد و با شور و علاقه به صورت مهاجم نگاه کرد، شاید تصور می کرد که پدرش زیر شنل پنهان است و نورهای زیبای دیگری درست می کند و هر لحظه ممکن است مادرش از زمین بلند شود و بخندد -

او با دقت زیادی، نوک چوبدستی اش را به سمت صورت کودک نشانه گرفت، می خواست شاهد آن اتفاق باشد، شاهد نابودی این یکی باشد، این خطر از بین نرفتنی. کودک شروع به گریستن کرد: دیده بود که او جیمز نیست… گریه کردنش را دوست ندشت، در پرورشگاه نیز هرگز تحمل گریه و زاری بچه های کوچک تر را نداشت -

- آواداکداورا!

و بعد او در هم شکست، دیگر هیچ چیز نبود، هیچ چیز جز درد و وحشت، باید خودش را پنهان می کرد، نه آن جا در خانه ی مخروبه ای که کودک در آن به دام افتاده بود و گریه می کرد، بلکه در جای بسیار بسیار دوری، بسیار دور… .

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 11:40  توسط محمد رضا  | 

زمان

سلام دوستان.یه مطلبی را یکی از دوستانم به من داد که می خواهم قسمتی از ان را برای که درباره ی ارزش زمان است را برای شما بگذارم:

ارزش یک سال را دانش اموزی که مردود شده , می داند.

ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا اورده است , می داند.

ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند.

ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد ,

ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده ,

و ارزش یک ثانیه را انکه از تصادفی مرگبار جان به در برده , می داند.

با تشکر از علی منصوری

 

فعلا خداحافظ
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 17:45  توسط محمد رضا  | 

تیزر تریلر بین المللی شاهزاده دورگه منتشر شد

کاملا غیر منتظره تریلر بین المللی جدید از فیلم سینمایی هری پاتر و شاهزاده دورگه دقایقی پیش وارد اینترنت شد. این تریلر که شامل صحنه های جدید و دیالوگ های جدیدی می باشد که در تریلر اول ندیده بودیم. مدت آن یک دقیقه و نیم می باشد و حاوی صحنه های جدید بسیاری است.

چه خواهید دید در تریلر:
- صحنه غیب و ظاهر شدن با دامبلدور
- اسنیپ
- هری سر فنریر گری بک فریاد میزند: “بزدل مقاومت کن.”
- ولدمورت در یتیم خانه
- دراکو
- صحنه بوسه رون و لاوندر براون
- صحنه ای جالب از هری و هرمیون که از پسر برگزیده صحبت میکنند
- حمله به پناهگاه
- کوییدیچ
- بلاتریکس
- و صحنه حماسی از غار به همراه دامبلدور و حلقه آتش
و….

با دیدن این تریلر بسیار جذاب و هیجان انگیز، عطش دیدن فیلم جدید هری پاتر برای کسانی که کتاب را هم نخوانده باشند، چند برابر خواهد شد! حتما مشاهده کنید و این تریلر بی نظیر و کاملا متفاوت از تمامی فیلم های قبلی هری پاتر را از دست ندهید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 15:12  توسط محمد رضا  | 

کتابسرای تندیس ”افسانه های بیدل قصه گو“ را منتشر نخواهد کرد

به گزارش TLC، دیروز لیست ترجمه های رسمی کتاب جدید جی.کی.رولینگ با نام “افسانه های بیدل قصه گو” منتشر شد که متاسفانه نام کشور ایران در آن ذکر نشده است.

پیش از این، قبل از انتشار کتاب هفتم، “هری پاتر و یادگاران مرگ” نام ایران به عنوان مترجم رسمی ذکر شده بود ولی این بار برای این کتاب، ایرانی وجود ندارد.

کلا 23 کشور ترجمه این کتاب را به مخاطبان خود عرضه می کنند. ضمنا نسخه بریل آن برای افراد نابینا هم منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 20:40  توسط محمد رضا  | 

کامران نجف زاده، اولین ایرانی که شاهزاده دورگه را دید!

مستند کامران نجف زاده پخش شد. متاسفانه بعضی از مخاطبین سایت دچار بدفهمی شده بودند و تصور کردند که این مستند درباره هری پاتر است! همان طور که قبلا هم گفته بودیم، این برنامه تبلیغاتی برای رئیس جمهور بود که فقط صحنه ای از هری پاتر را در تیزر آن نشان داده بود و گفتیم که باید برنامه را ببینیم تا متوجه ارتباط آن به مسئله رئیس جمهور شویم. وگرنه قرار نبود این مستند درباره هری پاتر باشد، ما هم همچین حرفی نزده بودیم.

بنا به گفته خود نجف زاده، فیلم هری پاتر را دیده است. فیلم ششم چندین بار در اکران هایی ویژه و محدود در ایالات متحده پخش شده است.
(این اولین بار بود که تیزر شاهزاده دورگه از تلویزیون ایران پخش شد!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 20:52  توسط محمد رضا  | 

کامران نجف زاده همچنان اخبار هری پاتر را دنبال می کند!

کامران نجف زاده، خبرنگار معروف بخش خبری 20 و 30 شبکه دوم که پیش از این علاقه خود را به هری پاتر مطرح کرده بود و بعد از آن به حمایت از گزارش های ضد هری پاتری که همکارش (خانم لبافی) تهیه کرده بود، تغییر نظر داد، همچنان اخبار هری پاتر را دنبال می کند.

آنونس مستند ویژه ای که او در نیویورک، (در سفری که به همراه رئیس جمهور داشته است) پخش شد حاوی تصویری از تریلر فیلم اکران نشده ی هری پاتر (هری پاتر و شاهزاده دورگه) بود که مربوط به ورود هری به قدح اندیشه می شد.

این مستند که به احتمال زیاد مربوط به برنامه های تبلیغاتی رئیس جمهور برای انتخابات سال آینده می شود، امشب بعد از بخش خبری 21 از شبکه اول صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می شود.
امشب ربط هری پاتر و رئیس جمهور را با چاشنی خلاقیت نجف زاده، از شبکه اول متوجه خواهیم شد!

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 18:44  توسط محمد رضا  | 

وبلگ جدید

سلام دوستان

من به همراه یکی از همکلاسی هام یک وبلاگ تازه زدیم. لطفا برید ببینید و نظر بدید.اینم ادرسش:

http://www.khodemouny.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 17:9  توسط محمد رضا  | 

شب قدر

امشب اخرین شب قدر امسال است. اگر امشب را هم از دست بدید دیگه رفت تا سال بعد. پس امشب مرا هم از دعای خیر خود فراموش نکنید. راستی دعا برای بیماران و گرفتاران را هم فراموش نکنید.

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 21:42  توسط محمد رضا  | 

۲۵ دقیقه از شاهزاده دورگه در IMAX سه بعدی است

به گزارش سایت ComingSoon.net، در جلسه مطبوعاتی اخیر IMAX اعلام شد که فیلم هری پاتر و شاهزاده دورگه حاوی ۲۵ دقیقه صحنه ی کاملا ۳D (سه بعدی) است که پیش از این محفل ققنوس ۱۷ دقیقه سه بعدی داشت.
مدیر مسئول کمپانی IMAX در این مورد گفت:

“این فیلم تقریبا ۲۵ دقیقه IMAX 3-D دارد که از صحنه های ابتدایی فیلم آغاز می شود و بعد در صحنه های پایانی هم ادامه پیدا می کند.”

بهتر است بدانید سینماهای IMAX در سطح جهان محدود هستند و در ایران هیچ سینمای IMAX ای وجود ندارد. این تکنولوژی، فیلم را در اندازه ای بسیار بزرگتر از سینماهای معمولی و به صورت کاملا سه بعدی نشان می دهد. به طوریکه حضور اجزای داخل فیلم را در کنار خود احساس می کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 12:19  توسط محمد رضا  | 

صحنه نبرد در هاگوارتز و مراسم تدفین دامبلدور از فیلم ۶ حذف شدند

به گزارش دیوانه ساز:

صحنه نبرد در هاگوارتز و مراسم تدفین دامبلدور از فیلم ۶ حذف شدند

دیوید هیمن، تولید کننده مجموعه فیلم های هری پاتر، با چند وب سایت طرفداری، در مورد فیلم شاهزاده دورگه و تبلیغات فیلم جدیدش که به تازگی اکران شده است ( پسری با پیژامه راه راه) صحبت های جذابی کرده است:

همان طور که میدونید، اخیرا پیش نمایش فیلم شاهزاده دورگه در شهر شیکاگو پخش شده است و اطلاعاتی از این فیلم که قرار است در جولای ۲۰۰۹ اکران شود، به طرفداران ارائه شده است. ما واقعا شکه شدیم که صحنه نبرد در هاگوارتز و مراسم تدفین دامبلدور از فیلم حذف شده اند. میشه برای ما علت حذف این صحنه ها رو بگید؟

دلیل اینکه ما نبرد هاگوارتز رو حذف کردیم، این بود که در فیلم هفتم هم این نبرد رو داشتیم و میخواستیم از تکرار مجدد اون جلوگیری کنیم. مراسم تدفین دامبلدور هم صحنه ای از کتاب بود که من واقعا دوستش داشتم و شخصا هم دوست داشتم در فیلم قرار بگیره. ولی با اینکه به این صحنه علاقه داشتیم، تصمیم گرفتیم پایان مناسب تری رو برای فیلم درست کنیم.

حالا که اکران فیلم عقب افتاده و با مشاهده عکس العمل کسانی که این پیش نمایش رو در شیکاگو دیدند، ممکن است دست کاری هایی در فیلم شاهزاده دورگه اعمال بشه و شاهد تغییراتی در اکران نهایی باشیم؟

قطعا همین طوره! اصلا ما برای این فیلم رو تو شیکاگو گذاشتیم که نظر بیننده های اون رو بدونیم و در چند شهر دیگه هم این پیش نمایش رو میذاریم و روی ایرادات و پیشنهادهایی که میدن، کار میکنیم. در همین هفته گذشته کار سنگینی در ادیت فیلم داشتیم که باور نمیکنید و این تغییرات رو برای هر چه بهتر شدن فیلم انجام خواهیم داد. این کاری هست که ما قبلا هم با تمام فیلم های هری پاتر انجام داده بودیم (و کار جدیدی نیست).

قبلا گفته بودید که می خواهید هر قسمت از فیلم های یادگاران مرگ، شناسنامه مخصوص به خودشون رو داشته باشند، در عین این که یک داستان واحد رو نقل می کنند. چه فکری برای اعمال این ایده دارید؟

تلاش می کنیم تا بر یک زمینه مشخص بر هر فیلم تمرکز کنیم تا هر کدام از این فیلم ها، فضای مخصوص به خودش رو داشته باشه. مثلا در بخش های دوربین و نور تفاوت های شاخصی وجود خواهند داشت. تفاوت های بصری و ظریفی رو برای هر کدوم قصد داریم ایجاد کنیم.

فیلمنامه ای که استیو کلاوز برای فیلم هفت دارد می نویسد، چطور است؟

کاملا وفادار به کتاب خواهد بود. یکی از مذیت های دو فیلمه بودن این است که وقت بیشتری برای پرداخت به جزئیات بیشتر و درست کردن اونها است. اگر قرار بود یک فیلم ساخته بشه، شاید مجبور میشدیم کلا قضیه یادگارهای مرگ رو حذف کنیم. هرگز همچین کاری نمی کردیم ولی نتیجه اون کار این عواقب وحشتناک رو هم میتونست داشته باشه! فیلمنامه خیلی خوب داره پیش میره، من بخش اول این اقتباس رو خوندم. هنوز بخش دومش رو نخوندم که البته قراره تا چند هفته آینده کارش تموم بشه.

بعد از انتشار خبر جنجالی عقب افتادن اکران فیلم شش، طرفداران بسیار خشمگین شدند و ریاست وارنر براز، آلن هورن، در این مورد نظرهای خود را اعلام کرد. حالا شما به عنوان تولید کننده این فیلم ها، به طرفداران که هنوز هم بسیار خشمگین هستند، چیزی میخواهید بگید؟ آیا دیگر مثل قبل رو فیلم ها جدی کار نمی کنید؟

حقیقت این هست که هر کسی که در این مجموعه در حال فعالیت هست، علاقه ش غیر قابل کم شدن هست. فیلم سازی تجارت است و دلیل اینکه وارنر براز تاریخ رو به عقب انداخت، دلایل تجاری بود. بعد از اون مدت طولانی اعتصاب نویسندگان و بعد از مفقیت عظیم شوالیه تاریکی، اونها برای سال ۲۰۰۹ هم به موفقیت بزرگی احتیاج داشتند و هری پاتر همون مهره ی اصلی هست.
اگر فیلم نوامبر امسال اکران میشد، بین اکران فیلم ۶ تا ۷، حدود دو سال وقفه میافتاد. یادگاران مرگ دقیقا در همان تاریخی که رسما اعلام کردیم اکران خواهد شد و برنامه های تبلیغاتی اون رو هم داریم تهیه میکنیم و مطمئنا در اکران فیلم های دیگه هیچ تاخیری به وجود نخواهد اومد.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 19:8  توسط محمد رضا  |